و من
وجودم در زمین
دوپایم در چشمه ی جوشان
قرنیه چشمم
قلبت را نشانه رفته
تو نمیتوانی
ومن
خواهم توانست تورا ....
دل نوشته
وجودم در زمین
دوپایم در چشمه ی جوشان
قرنیه چشمم
قلبت را نشانه رفته
تو نمیتوانی
ومن
خواهم توانست تورا ....
و....
دریا را دلی کن
هوس خود را
در دریا خالی کن
نترس ....
در یا محرم است
نکاح خوانده شده
در ابتدای آدم
هوا هم
میخندد
برای تو .....

دل بسته ام
یا ماست ؟!!!!
نمیدانم ......
ولی در آن اتفاق
کاسه از دستم
افتاد .....
وبسته دلم باز شد
تو .....
آنرا دیدی
دل بسته بودم
یا ماست ؟؟؟؟

پنجره بسته ات را می بینم
بگذار لحضه ای ...
شیشه هایت را بشکنم
تا هوای تازه را لمس کنی
و کمی ...
دم خود را بازدم کنی

تو را...
delete
میکنم
از خاطرت ...
تلخ و ...
ولی تو
****
حوض زلال وسط حیاط را
رنگارنگ کرده ای
باچشمانت
من حراس دارم
از ماهی های
قرمز حوض
شاید ...
قرمز نباشند
باتو آلوده اند
***
تورا
hak
میکنم
با haker های
روزگار ....

باتمام حس و حالم
برمن خرده مگیر
چون نگاهم
به آسمان است
حواسم
به راه
پایم
به جنگل
و
دستهایم
به تو
پنجه هایم
را بگیر
نترس
نرم
و لطیف است
بیل را
به چشم ندیده است
پنجه هایم را .....
بر من خرده مگیر

اینجا زمین
****
جایی که ....
کسی
یا
کسانی
زندگی کردن را
تجربه
احساس
لمس
و ...
پس ......
باز باران
با
ترانه
تویی که به خیالت
نظر به راست داری
آهای ....
تویی که با بیگانه ...
می خندی ....
دستمالت را ...
دست مالی کن
ما لا مال کن چهره ظاهرت را
بیگانه از تو نمیداند
چه
طور ؟؟؟
****
من دیدم
نظر به چپت را ....
در نظام خشک
باطن ات
رسوا خواهی شد
بیگانه بیدار می شود
من دیدم .....

را
در
نهایت
صبر و شکیبایی
*******
آنگاه که تمام وجودم
را
در
سخاوت و پرهیزکاری
************
آنگاه که تمام وجودم
را
چون
سنگ......
پا........
دست.....
*************************
و
آنگاه
که
تمام
وجودم
را
را
را
را
را را را را را را را را را را .....................
****************************************